top of page

مهاجران و جنگ کنونی ایران


در هفته‌ها و روزهای اخیر، بسیاری از ایرانیانی که خارج از کشور زندگی می‌کنند، درگیر واکنش‌های عاطفی و روانی شدیدی شده‌اند. وقتی کشوری که خانه، خانواده و بخشی از هویت ما در آن قرار دارد در شرایط جنگ یا تنش شدید قرار می‌گیرد، فاصله‌ی جغرافیایی لزوماً از شدت تأثیر روانی آن کم نمی‌کند.



در کار بالینی با مهاجران، به‌ویژه مهاجران ایرانی، اغلب مشاهده می‌شود که چنین شرایطی می‌تواند مجموعه‌ای از واکنش‌های پیچیده ایجاد کند، از جمله:


• احساس درماندگی و بی‌قدرتی به دلیل ناتوانی در محافظت یا کمک مستقیم به عزیزان

اضطراب مداوم و برانگیختگی سیستم عصبی ناشی از دنبال کردن اخبار و نگرانی درباره امنیت خانواده

احساس گناه بازمانده (Survivor’s Guilt)؛ این احساس که «من در امنیت هستم در حالی که خانواده‌ام در خطر هستند»

فعال شدن خاطرات یا تروماهای قبلی مرتبط با جنگ، مهاجرت اجباری یا بی‌ثباتی سیاسی

کشمکش هویتی و عاطفی میان زندگی در کشور میزبان و احساس تعلق عمیق به وطن

• مشکلاتی مانند اختلال در خواب، تمرکز پایین، تحریک‌پذیری یا احساس بی‌حسی عاطفی

این واکنش‌ها غیرمعمول نیستند. سیستم عصبی انسان نسبت به تهدیدهایی که متوجه «خانه» و «افراد مهم زندگی» است، حتی از فاصله‌ی دور نیز واکنش نشان می‌دهد.


در چنین شرایطی، چند رویکرد می‌تواند به تنظیم فشار روانی کمک کند:

۱. مدیریت آگاهانه مصرف اخبار : قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار و تصاویر جنگ می‌تواند سیستم عصبی را در حالت هشدار دائمی نگه دارد. تعیین بازه‌های مشخص برای دریافت اخبار و اجتناب از مصرف آن قبل از خواب می‌تواند به تنظیم استرس کمک کند.

۲. تنظیم سیستم عصبی از طریق بدن : فعالیت‌هایی مانند پیاده‌روی، ورزش ملایم، تمرین‌های تنفس عمیق، یوگا یا مدیتیشن می‌توانند به کاهش برانگیختگی سیستم عصبی کمک کنند. در اپیزود زیر از پادکست سمتاک یک تمرین قوی و موثر برای تنظیم سیستم عصبی ارایه شده است:


۳. حفظ ارتباط انسانی و اجتماعی : صحبت با دوستان، خانواده یا افرادی که تجربه مهاجرت مشابه دارند می‌تواند احساس انزوا را کاهش دهد. پردازش جمعی تجربه‌ها یکی از عوامل مهم در تاب‌آوری روانی است.

۴. ایجاد مرزهای عاطفی سالم با خانواده در کشور مبدا یا کشورهای دیگر: در بسیاری از خانواده‌های مهاجر، تماس‌های مکرر و اضطراب مشترک و همچنین عبور از حریم روانی یکدیگر در شرایط بحرانی می‌تواند به تشدید استرس منجر شود. تعیین زمان‌های مشخص برای تماس و حفظ تعادل میان حمایت از خانواده و مراقبت از خود مهم است.


۵. ایجاد حس عاملیت (Agency) در شرایطی که احساس بی‌قدرتی وجود دارد : انجام اقدامات کوچک اما معنادار – مانند کمک‌های انسانی، مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی، یا حمایت از دیگران در جامعه – می‌تواند احساس کنترل و معنا را تقویت کند.

۶. توجه به فعال شدن تروماهای قدیمی: برای بسیاری از مهاجران، اخبار جنگ می‌تواند خاطرات حل‌نشده‌ی گذشته را فعال کند. اگر متوجه شدید واکنش‌های عاطفی شما بسیار شدید یا پایدار شده‌اند، بررسی این موضوع در فضای درمانی می‌تواند کمک‌کننده باشد. * اگر نیاز به جلسات مشاوره آنلاین با مشاورین مهاجر با سابقه دارید از هر کشوری که هستید به اینجا سر بزنید و جای خود را رزرو بفرمایید


۷. حفظ ساختار روزمره: در شرایط بحران‌های دوردست، افراد گاهی در چرخه‌ی نگرانی و مصرف اخبار گرفتار می‌شوند. حفظ روتین‌های روزانه (کار، خواب، ورزش، ارتباطات اجتماعی) به سیستم روانی کمک می‌کند حس ثبات را حفظ کند.

در اپیزود زیر از پادکست سمتاک به مبحث اختلالات خواب و راهکارها پرداختیم:


۸. تمرین شفقت نسبت به خود: احساساتی مانند غم، خشم، اضطراب، بی‌حسی یا حتی سردرگمی ممکن است همزمان وجود داشته باشند. اجازه دادن به این احساسات بدون قضاوت، و یادگیری مهارتهای خود شفقتی بهتر با خود بخش مهمی از تنظیم هیجانی است.


اگر در این روزها احساس می‌کنید فشار روانی بیش از حد شده یا نیاز به فضایی امن برای پردازش این تجربه‌ها دارید، گفت‌وگو با یک درمانگر و یا یک تراما درمانگر می‌تواند کمک‌کننده باشد. تراپی در چنین زمان‌هایی می‌تواند به تنظیم سیستم عصبی، پردازش احساسات پیچیده و ایجاد حس ثبات در میان عدم قطعیت کمک کند.



 
 
 

Comments


bottom of page