top of page

چالشهای خطاهای شناختی در مهاجران

مهاجرت فقط جابه‌جایی جغرافیایی نیست؛ تغییر و بازسازی هویت، روابط، امنیت و تصویر ما از خودمان هم هست. در چنین شرایطی، فشارهای روانی، تنهایی، ناپایداری و استرس می‌توانند باعث شوند ذهن ما واقعیت را آن‌طور که هست نبیند.اینجاست که تحریف‌های شناختی میتوانند پررنگ شوند؛ یعنی عادت‌های فکری‌ای که باعث خطا در قضاوت و برداشت ما از خودمان، دیگران و آینده می‌شوند.



وقتی ذهن درگیر این خطاهاست، نتیجه‌گیری‌ها معمولاً یک‌طرفه و ناعادلانه می‌شوند، احساسات ناخوشایند تشدید میشوند و فرد ممکن است خود را در شرایط قربانی، به دام افتاده، یا بی پناه ببیند. اما خبر خوب این است که با شناخت این الگوهای فکری، می‌توان اثرشان را کمتر کرد. مخصوصاً برای مهاجران، آگاه شدن از این تحریف‌ها می‌تواند کمک کند فشارهای بیرونی را با فشار ذهنیِ اضافه تشدید نکنند.



آرون بک، بنیان‌گذار درمان شناختی، از تحریف‌هایی صحبت می‌کند که خیلی از ما، به‌ویژه در موقعیت‌های پرتنش مثل مهاجرت، دچارشان می‌شویم. چند مورد از رایج‌ترین آن‌ها:


فاجعه‌سازی

یعنی انتظار بدترین سناریو ممکن.مثلاً فکر کنیم اگر هنوز شغل دلخواهمان را در کشور جدید پیدا نکرده‌ایم، «یعنی هیچ‌وقت موفق نمی‌شویم» یا «این مهاجرت کلاً اشتباه بوده».

شخصی‌سازی

وقتی همه‌چیز را به خودمان ربط می‌دهیم.مثلاً اگر در یک مصاحبه کاری رد شویم، بگوییم «من به درد این کشور نمی‌خورم»، بدون در نظر گرفتن شرایط بازار، زبان، یا عوامل فرهنگی.

فیلتر ذهنی

تمرکز فقط روی سختی‌ها و ندیدن پیشرفت‌ها.مثلاً همه‌ی چالش‌های مهاجرت را ببینیم، اما کوچک‌ترین قدم‌های رو به جلو، مثل یاد گرفتن زبان یا ساختن ارتباط‌های جدید را نادیده بگیریم.

تفکر صفر و صد

یا موفق کامل، یا شکست کامل.در این نگاه، اگر مسیر مهاجرت طبق برنامه پیش نرود، کل هویت و ارزش فرد زیر سؤال می‌رود. افرادی که درگیر کمالگرایی هستند بسیار با این خطای شناختی درگیرند.

تعمیم افراطی

یک تجربه‌ی سخت را به کل آینده ربط دادن.مثلاً یک بار احساس تنهایی کنیم و نتیجه بگیریم «من همیشه در این کشور تنها می‌مانم».

ذهن‌خوانی

فکر کنیم می‌دانیم دیگران درباره‌ی ما چه فکری می‌کنند.مثلاً سردی یک همکار را به این معنا بگیریم که «من را قبول ندارند» یا «خارجی‌بودنم مشکل‌ساز است».

خطای کنترل

یا فکر کنیم باید همه‌چیز را در مهاجرت کنترل کنیم، یا کاملاً خودمان را قربانی شرایط ببینیم.در حالی که واقعیت جایی بین این دو است.

خطای تغییر

امید داشتن به این‌که با عوض شدن کشور، آدم‌ها یا روابط به‌طور خودکار تغییر کنند.وقتی این تغییر اتفاق نمی‌افتد، ناامیدی و خشم بالا می‌رود.

استدلال هیجانی

وقتی احساس غربت، ناتوانی یا خستگی را به‌عنوان «واقعیت قطعی» می‌پذیریم.مثلاً چون احساس می‌کنیم جا نیفتاده‌ایم، نتیجه بگیریم که واقعاً هیچ‌وقت جا نخواهیم افتاد.



تقریباً همه‌ی مهاجران، در دوره‌هایی از مسیرشان، با این خطاهای فکری درگیر می‌شوند. مغز ما در شرایط استرس و ناپایداری، بیشتر به احساسات تکیه می‌کند تا منطق.اما آگاه شدن از این تحریف‌ها، یکی از مهم‌ترین قدم‌ها برای حفظ سلامت روان، کاهش فرسودگی مهاجرت و تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر است.


نکته‌ی مهم این است که شناخت این الگوها به معنی تشخیص اختلال روانی نیست. این‌که این افکار تا چه حد پررنگ شده‌اند، آیا وارد مراحل حادتر شده‌اند یا با یک اختلال روان‌شناختی همراه هستند، فقط توسط درمانگر یا روان‌شناس قابل بررسی است.


اگر احساس می‌کنید این نوع فکر کردن‌ها در مسیر مهاجرت جلوی رشد، آرامش یا حرکت شما را گرفته، کمک گرفتن می‌تواند یک قدم مهم و سالم باشد. شما می‌توانید از خدمات آنلاین ما استفاده کنید و در یک فضای امن و تخصصی روی الگوهای فکری و فشارهای روانی‌تان کار کنید.

 
 
 

Comments


bottom of page