تاثیرات پناهندگی در سلامت روان
- ثمین حقیقی

- Jul 24, 2025
- 2 min read
Updated: Jul 25, 2025
پناهندگی، بیش از آنکه صرفاً یک جابجایی جغرافیایی باشد، یک تجربهی عمیق روانی و وجودیست. بسیاری از افرادی که تصمیم به ترک کشور خود و درخواست پناهندگی میگیرند، پیش از آن با آسیبهای جدی جسمی، روانی، اجتماعی یا سیاسی مواجه بودهاند. اما آنچه اغلب نادیده گرفته میشود، بار روانیست که پس از پناهنده شدن آغاز میشود — چالشهایی که فرد حتی تا پیش از قدم گذاشتن در مسیر پناهندگی نیز تصور روشنی از آن ندارد.

چیزهایی که پیش از پناهندگی نمیدانیم
۱. نداشتن حس تعلق
احساس تعلق یکی از پایههای اساسی سلامت روان است. در فرآیند پناهندگی، فرد نه تنها کشور، خانه و زبان مادری خود را ترک میکند، بلکه اغلب پیوندهای فرهنگی، هویتی، اجتماعی و حتی معنویاش نیز گسسته میشوند.شخص پناهنده در کشور جدید، اغلب نه شهروند است، نه مهاجر انتخابگر، و نه مهمان — بلکه در خلأیی بینابینی قرار میگیرد که با آن نمیتواند هویتسازی کند.
۲. تأخیر در دسترسی به منابع
برخلاف تصور عمومی، بسیاری از پناهندگان مدتها پس از ورود به کشور مقصد، همچنان در بلاتکلیفی حقوقی به سر میبرند: وضعیت اقامت نامشخص، اجازه کار نداشتن، زندگی در کمپها یا پناهگاههای موقت و نداشتن دسترسی کافی به خدمات بهداشتی و روانشناختی. این بلاتکلیفی میتواند فرسایندهتر از خود مهاجرت باشد.
۳. قربانی بودن، اما مجبور به سکوت
پناهندگان اغلب قربانی تبعیض، آزار، جنگ، یا خشونت بودهاند؛ اما در کشور مقصد نیز با نوعی تبعیض دیگر مواجهاند — نژادپرستی پنهان، سوءبرداشت فرهنگی، شک و بیاعتمادی اجتماعی. این تضاد روانی، منجر به نوعی انزوای درونی و تجربهی مکررِ «دیده نشدن» میشود.
تأثیرات روانی پناهندگی
پناهندگی میتواند به بروز یا تشدید مشکلات مختلف روانی منجر شود. برخی از شایعترین پیامدها عبارتاند از:
افسردگی مزمن: غم از دست دادن وطن، روابط، منزلت اجتماعی و حتی زبان مادری، میتواند باعث بروز اندوهی طولانیمدت و خاموش شود.
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD): بسیاری از پناهندگان قربانی خشونت، زندان، شکنجه، تجاوز یا جنگ هستند. تصاویر و خاطرات این آسیبها ممکن است سالها بعد نیز همچنان فعال باقی بمانند.
اضطراب اجتماعی و تعمیمیافته: ترس از آیندهی نامشخص، نگرانی بابت وضعیت اقامت، و دشواری در سازگاری اجتماعی میتواند به اضطرابی مزمن و پایدار منجر شود.
احساس شرم و بیارزشی: بسیاری از پناهندگان سابقاً افراد موفق، تحصیلکرده، یا محترم در کشور خود بودهاند. از دست دادن موقعیت اجتماعی و ناتوانی در بازیابی آن در کشور جدید میتواند به احساس عمیق شرم و خجالت منجر شود.
انزوای هویتی و خلأ فرهنگی: پناهندگان اغلب نه میتوانند به گذشتهی خود بازگردند، و نه بهراحتی با فرهنگ جدید همهویت شوند. این وضعیت بینابینی میتواند باعث گسست عمیق در تجربهی «خود» شود.
سکوت اجباری و فروپاشی پنهان در پناهندگان غیرواقعی: متأسفانه در میان کسانی که مسیر پناهندگی را طی میکنند، افرادی نیز هستند که صرفاً با انگیزهی رفاه اقتصادی یا مهاجرت سادهتر، هویت پناهندگی را بهطور ساختگی انتخاب میکنند. این گروه، اغلب واقعیت پیچیدهی پناهندگی را دستکم میگیرند و با تصور نادرست از «زندگی راحت پس از پناهندگی» وارد فرایندی میشوند که نه تنها انتظاراتشان برآورده نمیشود، بلکه دچار انزوای شدید، ترس از افشا، و احساس شکست عمیق میگردند. آنها نه امکان بازگشت دارند و نه جرأت ابراز حقیقت — از اینرو، دچار نوعی فروپاشی خاموش و دردناک میشوند که معمولاً نادیده گرفته میشود.
اگر برای عبور از چالش های روانی مهاجرت نیاز به مشاور و همراه دارید، ما هستیم..




Comments